تبليغاتX
ابراهیم حاتمی کیا

ابراهیم حاتمی کیا

(Mohajer_mf)وبلاگي متفاوت براي تمامي دوستداران ابراهيم حاتمي كيا

یک سکانس...

 يا لطيف

سلام به همه دوستان عزيز

 

همانطور كه حتما همه شما عزيزان ميدونيد در آستانه سالروز ارتحال«امام خميني(ره)»هستيم پيش ازهر چيز اين روز رو  به همتون تسليت ميگم.

در سينماي ايران در معدود فيلم ها يا حتي صحنه هايي هست كه به اين موضوع  مي پردازه ، از جمله فيلم «از كرخه تا راين » وصحنه اي كه در اون سعيد بعد از به دست آوردن بينايي اش از طريق تصاويري كه ليلا به اون نشون ميده شاهد صحنه  تشييع جنازه امام(ره) هست ...همين يك سكانس كوتاه شايد به نوعي  اين كاستي  رو در سينماي ايران به خوبي جبران كنه...

 

 

«سعيد :خب،چرا نمياي يه چند روزي بريم ايران؟

ليلا : من؟ممكنه مادر رام نده؟!

سعيد : من ضامنت ميشم .

ليلا : يه مراسم توبه گزاري ، ها ؟!

سعيد : نه، براي اينكه ثابت كني هنوز هم ليلايي .

ليلا : چند بار يه همچين هوايي به سرم زده بود ،يه روز با ترس و لرز به خونه زنگ زدم ولي از بخت بد من كسي گوشي رو بر نداشت .

سعيد: كي؟

ليلا : يكي دو سال پيش ، نميدونم گمونم اون روزا تلويزيون خيلي برنامه از ايران پخش مي كرد، خدايا چه روزي بود؟ آها يادم افتاد فوت آيت الله خميني

سعيد : ما اون روزا خونه نبوديم .

ليلا : از فيلمها ميشد فهميد انگار همه ريخته بودن تو خيابون.

سعيد : تو از اينجا تشييع جنازه رو ديدي اما من تو قلب تهران نتونستم ببينم .

ليلا : چرا ؟ آها توچشما ت...

سعيد : از اون روزا چيزي ضبط كردي ؟

ليلا : تصوير؟

...

ليلا : ميخواي ببيني ؟

سعيد : ميشه ديد ؟

...

«وگريه ي سعيد ...»

             

ليلا : سعيد تو نبايد گريه كني ... خواهش ميكنم ... سعيد ...»

 

 يا علي ، خداحافظ

 


نوشته شده توسط Mohajer_mf در یکشنبه 12 خرداد1387 ساعت 8:14 | لينک ثابت |

سال نو مبارك ...يك سكانس

يا لطيف

 

 چون در آستانه سال نو هستيم براي بخش" يك سكانس " توي فيلمهاي آقاي حاتمي كيا سراغ يه سكانسي مي گشتم كه به اين ايام بخوره ، فيلم هاي مختلف رو مرور كردم بعد متوجه شدم اينقدر به فيلم "آژانس شيشه اي " نزديكم كه اصلا متوجه اش نشدم ؛ آره ما اونقدر به آژانس شيشه اي اجين شديم كه گاهي وقتها نمي بينيمش!!!

بالاخره از همه اينها كه بگذريم براي اين بخش سكانس پاياني "آژانس شيشه اي" رو براتون آماده كردم...پيشا پيش سال نو تون مبارك

 

 

 

 

عباس : حاجي خسته ات كردم ،نه؟

حاج كاظم : بالاخره يه روز تلافي شو سرت در ميارم.

عباس : شما عيد قرار بود بري سفر.

حاج كاظم : خب داريم ميريم ديگه.

عباس : حاجي ميشه دستتو بذاري رو گردنم ، گلوم ميسوزه.

«حاج كاظم دست خونين  خود را با ترديد نزديك گلوي عباس مي برد ناگهان دست خونين خود را ميبيند و مي خواهد آن را پنهان كند»

عباس : همين دست رو بذار حاجي ، ميخوام همين  دستت باشه .

حاج كاظم : نه ، اين دستم خونيه .

عباس : ميدونم ،همين دست رو بذار.

حاج كا ظم : ميخوام يه جوك برات بگم ، اصغر نسخه شو پيچيد؛ گفت هر يه ساعت يه بار برات بگم .

عباس : خب بگيد.

حاج كاظم : مي گفت تو يه عمليات قرار شد يه تهروني ،يه رشتي ، يه ترك ،يه بندري، يه لر برن اسير بگيرن .......عباس ...عباس ...عباس

احمد : عباس جان آب. حاجي همين الآن سال تحويل شد سال نون تون مبارك.

حاج كاظم : اگه هنوز از خاك ايران خارج نشديم بهتره يه جا بشينيم.

احمد : نه!

حاج كاظم : آره ... سال نوت مبارك عباس.

 

 

 

سال نو به همه ي عباس ها مبارك

          يا علي ، خدا حافظ


نوشته شده توسط Mohajer_mf در دوشنبه 27 اسفند1386 ساعت 20:22 | لينک ثابت |

يك سكانس _ آژانس شيشه اي _

سلام ، امروز ميخوام در بخش يك سكا نس ،بخشي از فيلم «آژانس شيشه اي » يكي از زيباترين فيلمهاي سينماي ايران و به جرأت ميتونم بگم زيباترين فيلم دفاع مقدس رو براتون بذارم .

كار سختيه بين سكانس هاي زيباي« آژانس شيشه اي» يكي رو انتخاب كردن ولي به هر حال يكي از شاخص ترين سكانسهاي اين فيلم سكانسي كه سلحشور و احمد كوهي براي اولين بار با حاج كاظم رو برو ميشن ، متن اين سكا نس رو به شما تقديم ميكنم...

 

 

يالطيف

 

«احمد : ببين حاجي من اصلا نمي تونم باور كنم كه اين كار ، كار شما باشه، چرا؟

حاج كاظم : دليلش زمونه و دوري و مشغله شماست.

سلحشور : آقاي احمد كوهي ميشه اين صحبتها رو بذاريد واسه حبس ، نفر دومتون كوشش؟

حاج كاظم : تو مثل اينكه زيادي باد تو كلته ، نه؟

سلحشور : مرحبا! (به سر خود اشاره ميكند) بزن ، آه ! شما فكر كن من يه ژنرال بعثي ام.ماهر عبدالرشيد خوبه؟

عباس : تو رو امام هشتم تمومش كنيد ، مردم دارن تماشاتون ميكنن.

حاج كاظم : صبر كن احمد.

احمد: يا اباالفضل ، عباس حيدريه درست فهميدم؟

حاج كاظم : عباس هيچ نقشي تو اين كار نداره ، زخمي شدنش يادت هست؟

احمد : آره

حاج كاظم : هنوز تركش تو گردنشه ، دو سه روز بايد برسه به لندن...

سلحشور : آقا، لطفاً حاشيه نرو ، برو سر اصل مطلب .

حاج كاظم : پس ما حرفي برا گفتن نداريم . 

عباس : حاجي جان اقلاً بگو بدونن.

سلحشور : اصل ، مربي اصل ، حاشيه نه...
حاج كاظم : جيگرم سوخت شيشه شكست ، مأ مور آوردن، اسلحه اش چسبيد به دستم.

سلحشور : حمله مسلحانه ، ميدوني حكمش چيه ؟

حاج كاظم :پس من حرفامو زدم. شما ميتوني بري.

احمد : چي داري ميگي حاجي ، مگه من ميذارم همين جا همين طوري بمونين شما، حاجي به والله قسم دست رو بد چيزي گذاشتي ، گروگان گيري ميدوني يعني چي ؟

حاج كاظم : اينا شاهدن احمد.

احمد : كه چي بشه؟

حاج كاظم : ما فردا سوار هواپيما ميشيم ، همچي كه شديم همه اينا ميتونن برن سر سفره هفت سينشون.

سلحشور : مربي ، شما بعد جنگ سينما زياد مي رفتي، نه؟آخه برادر من اينجا كه تگزاس نيست !

احمد : آقاي سلحشور اجازه ميدي دو كلام ما حرف بزنيم؟

سلحشور : تو حرف نمي زني،تو داري لاس ميزني!آخرشو بهش بگو ته خطو.

احمد :ته خطي وجود نداره سلحشور . حاج كاظم فرمانده گردان بوده، عباسم از بچه هاي جنگه.

سلحشور :خب ديگه بد تر جرم خودي ها كه بيشتر از غريبه هاست.واسه اين مملكت كه هزارتا دشمن داخلي و خارجي داره ، از صبح تا شب داريم جون ميكنيم ، ميكنيم يا نمي كنيم ؟ بعد آقا، خودي،شب عيدي مياد اسلحه رو ميذاره رو شقيقه ما، اين يعني عدالت؟چند تا جوون خونشون رو برا آرامش اين مملكت از دست داده باشن خوبه؟چند تا؟ د بگو؟ خب بگو ديگه؟(رو به حاج كاظم) يه ذره فكر كني از كارت خجالت ميكشي.

حاج كاظم:ارشد كدومتونيد؟

احمد: فرض كن منم.

حاج كاظم:اين رفيقت حرفاش خيلي واضحه، از صراحتت خيلي خوشم اومد.اما من اگه جاي تو باشم با يه اعدامي هيچ وقت اينجوري حرف نمي زنم.

سلحشور: من معذرت مي خوام،من اصلا متوجه نشدم،شما كاملا درست ميگي.

حاج كاظم :كه چي بشه؟

سلحشور :هيجي ديگه،خودت آخر خطو گفتي ، همينه.

حاج كاظم: نه ديگه؛ تهش اين نيست ، شما عباس رو بفرستين براي مداوا، من خودمو تقديم شما ميكنم.

سلحشور :تازه اومدي سر اصل مطلب،بيا ، بيا بشين،ببين اينقدر رفيق گردن كلفت هم داري كه بهت تخفيف بدن!بده من اونو(اشاره به اسلحه)

حاج كاظم:باشه، اين همه حرفته؟

سلحشور: قربون آدم چيز فهم.

حاج كاظم : حالا من ميگم ته خط چيه، ته خط اعدامي ده تا شمارست (اسلحه رو به سلحشور).ده...نه...هشت...هفت...شيش...پنج...چهار...

احمد:حاجي ول كن تورو به خدا.

حاج كاظم :سه...دو...

سلحشور:(روبه احمد كوهي)اين شما ، اينم مربي تون.

 

                            Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service 

 

 

                       

                         يا علي ، خداحافظ

 


نوشته شده توسط Mohajer_mf در یکشنبه 14 بهمن1386 ساعت 9:43 | لينک ثابت |

يك سكانس _ از كرخه تا راين _

با سلام ، از امروز مي خوام يه قسمتي رو توي وبلاگم بذارم به نام « يك سكانس » ؛ توي اين قسمت متن سكا نسي از فيلمهاي آقاي حاتمي كيا رو به همراه قسمتي از ويدئو اون رو قرار ميدم . اميدوارم خوشتون بياد و البته نظر دادن يادتون نره... يادتون نميره ؟!...ميره؟!... پس شروع مي كنيم :

 

يا لطيف

اگه به ياد داشته باشيد! (كه مطمئنم به ياد داريد) يكي از زيبا ترين سكانسهاي «از كرخه تا راين » سكانس مناجات سعيد(با بازي خوب علي دهكردي) در كنار راين  بود . متن اين سكانس و ويدئو اون تقديم به شما ...

 

 

« سعيد : خدا...خدا... خدا ...

چرا اينجا ؟ رو زمين دنبالت گشتم نبرديم ،

تو دريا دنبالت بودم نكشتيم، تو جزيره ها

دنبالت گشتم ولي فقط چشمامو گرفتي ،                                 

اين تنو نبردي...چرا اينجا، اينجا، اينجا؟

من شكايت دارم، من شاكيم، پس كو اون رحمانت؟

كو اون رحيمت؟...كو؟...

آخه قرارمون كه اين نبود ،چرا اينجا؟...آخه چرا اينجا؟

چرا چشمامو بهم پس دادي، پس دادي كه چي ؟

كه چيكارش كنم؟  كه چي ببينم؟

من شكايت دارم، به كي شكايت كنم ؟ به كي بگم ؟

آخه به كي شكايت كنم؟ آخ... »

 

 

                        Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

                       برای دریافت ویدئو بر روی لینک زیر کلیک کنید                                

                                 از كرخه تا راين                    

  

 

   يا علي ، خداحافظ


نوشته شده توسط Mohajer_mf در شنبه 29 دی1386 ساعت 11:43 | لينک ثابت |

درباره ي من


من (Mohajer_mf) متولد 1367 هستم و سعي دارم در اين وبلاگ به سينماي (ابراهيم حاتمي كيا ) كارگردان بزرگ ايران بپردازم واز تمامي دوستداران ايشان دعوت به عمل مي آورم كه براي ارتقاء سطح اين وبلاگ اينجانب را راهنمايي كنند. ( با سپاس فراوان)

آرشيو موضوعي
بیو گرافی
عکس
فیلم
خبر
موسیقی آثار حاتمي كيا
یک سکانس
حاتمي كيا و جوايزش
حاتمي كيا در مطبوعات
تصاویر نشست خبری دعوت
دانلود آنونس فیلم "دعوت"
سالروز تولد حاتمی کیا
تصاویر حاتمی کیا در پشت صحنه فیلمهایش
تصاویر حاتمی کیا در مراسم"قابی برای جوانی"
والپیپر از حاتمی کیا
تصاویر حاتمی کیا درمراسم "آینه ای ناگهان"
تصاویری از "حلقه سبز "
تصاویری از " به رنگ ارغوان "
تصاویری از "دعوت"
نويسندگان
پيوندها
استادابراهيم حاتمي كيا
حك فيلم
ابراهيم حاتمي كيا «اقليما»
سينماي جهان(دانلود فيلم با لينك مستقيم)
سينماي دنيا
هنر هفتم.....سينما
بازيگران سينما
بازيگران ايراني
امين تارخ
پرويز پرستويي
محمّد رضا فروتن
شهاب حسيني
ترانه عليدوستي
نقد و بررسي فيلمهاي سينمايي
همه چيز درمورد سينما وتلويزيون وتئاتر
سينما جهان
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحي وبلاگ تجاري و قالب وبلاگ

lt;br> Omide-Khaste.Blogfa

Copyright (C) 2007, http://mohajermf.blogfa.com. all right reserved.
Design by
Yas-Design